سديد الدين محمد عوفى
4
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
فرموده است كه : « الحياء و الايمان فى قرن واحد « 1 » فاذا ذهب أحدهما يتبعه الآخر » مىفرمايد كه : حيا و ايمان هردو را در يك بند بستهاند ، هرگاه كه يكى برود ديگرى او را متابعت كند . و در خبرى ديگر مىفرمايد كه : « لا ايمان لمن لا حياء له » هركه را شرم نيست او را ايمان نيست . و فايدهء اين احاديث آنست كه هركس كه به قرآن ايمان آورد « 2 » و به دل و جان آن را تصديق كرد و جملهء مناهى را قبيح داند و متيقّن باشد كه هيچچيز از نظر « 3 » حى لا ينام محجوب نيست ، از قبايح امتناع نمايد و گرد هيچ محظور نگردد . و آنكه ارتكاب « 4 » معاصى كند ، يا « 5 » به قرآن ايمان ندارد ، يا از شرم بىنصيب است . و حكما گفتهاند كه : حيا سبب بقاى عالم و انتظام دنياست . چه اگر اين خصلت از ميان خلق « 6 » روى دركشد فرزند از پدر و خدمتگار از مخدوم شرم ندارد و فتنهها در عالم ظاهر گردد و مناظم امور اختلال پذيرد و مصالح دنيا منقطع گردد « 7 » شعر : اذا لم تخش عاقبة اللّيالى * و لم تستحى « 8 » تصنع « 9 » ما تشاء فلا و « 10 » اللّه ما فى العيش خير * و لا الدّنيا اذا ذهب الحياء « 11 » و به حكم اين مقدمات هركه را اين خلق كريم « 12 » و حظ اوفى « 13 » داده باشند دين و دولت در حمايت او آسوده و ملك و ملت از رعايت او آرميده « 14 » باشد چنان كه درين قرن و زمان و درين عصر واوان ، خداوند خواجهء « 15 » جهان و دستور صاحب قران و خواجهء ملك بخش ملك نشان ، قدوهء صدور ،
--> ( 1 ) متن و بنياد - واحد . ( 2 ) متن - آورد . ( 3 ) مپ 2 - نظر . ( 4 ) مپ 2 + و اقتران ( 5 ) متن : و ( 6 ) مپ 2 : خلايق ، بنياد - از ميان خلايق . ( 7 ) متن - و مناظم امور اختلال پذيرد و مصالح دنيا منقطع گردد . ( 8 ) متن و مپ 2 : يستحيى ، تصحيح قياسى است ( 9 ) متن : يصنع . ( 10 ) متن : ولافى . ( 11 ) بنياد - شعر . . . . ذهب الحياء . ( 12 ) متن و بنياد - و . ( 13 ) متن و بنياد + قدح معلى . ( 14 ) متن : آراميده ( 15 ) مپ 2 و بنياد - خواجه .